تبلیغات
پرواز - تاریخچه هوانوردی
 
پرواز
پرواز را به خاطر بسپار,پرنده مردنیست...
درباره وبلاگ


سلام دوستان.اسمم بیتاست و می خوام در آینده ی خیلی نزدیک خلبان بشم.این وب سایت درباره ی پرواز,خلبانی و هواپیماست.امیدوارم خوشتون بیاد و بتونین از مطالبش استفاده کنین.واسم دعا کنین تا موفق بشم.
ممنون که اومدین...
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
Hi. My name is Bita and I want to become a pilot in the near future. This website is about flights, pilots and planes and etc. I hope you like and use of their contents. Pray for me to be successful.
Thanks to come ...

مدیر وبلاگ : بیتا
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

 تاریخچه هوانوردی 

در ۲۵ فوریه ۱۹۲۵( ۵ اسفند ۱۳۰۴) اولین خلبان ایرانی كه كلنل احمدخان نخجوان نام داشت یك هواپیمای برژت -۱۹ را با پرچم و نشان ایران از فرانسه به پایگاه قلعه مرغی تهران پرواز داد. كلنل نخجوان در فرانسه دوره دیده بود و فقط ۲۰۰ ساعت پرواز داشت. بدین ترتیب در این تاریخ اولین هواپیمای نیروی هوایی ایران با خلبانی یك ایرانی مرزهای بین المللی را درنوردید و به فضای پروازی ایران رسید. در این زمان دیگر خلبانان ایرانی تحت نظارت یك استاد خلبان آلمانی به نام «شفر» در ایران دوره می دیدند.

خرید هواپیما قسمت آسان كار بود. آموزش خلبانان برای پرواز كردن با آنها، نفرات پشتیبانی زمینی برای نگهداری و تعمیر آنها و ساختن فرودگاه ها قسمت سخت كار بود كه زمان هم می برد. در همین دوره زمانی نیروی هوایی ایران از قالب یك اداره كوچك در ستاد فرماندهی ارتش خارج شده و به یك نیروی جداگانه تبدیل شده بود كه «نیروی هوایی ارتش شاهنشاهی ایران» نام گرفته بود؛ اولین فرمانده نیروی هوایی ایران هم كسی نبود به جز كلنل احمدخان نخجوان.

در سال ۱۹۲۴ (۱۳۰۳) اولین گروه از دانشجویان دوره خلبانی و تكنسین پرواز به روسیه و فرانسه فرستاده شدند. بعدها در سال ۱۹۲۹ (۱۳۰۸) ایران ۱۵ خلبان داشت كه شش نفر از آنها در مدرسه پرواز ایستر فرانسه و ۹ نفر دیگر در مدرسه پرواز سباستوپول روسیه آموزش خلبانی دیده بودند. در این سال IIAF مخفف Imprial Iranian Air Force دارای ۳۳ فروند هواپیما از ۹ مدل مختلف بود. طی ۱۵ سال به یعنی تا آغاز جنگ جهانی دوم بیش از ۳۰۰ هواپیما از ۱۸ مدل مختلف در اختیارنیروی هوایی ایران بود. در همان زمان هشت پایگاه هوایی كه مدارس آموزش خلبانی و یك مركز آموزش تعمیرات و نگهداری را شامل می شدند ساخته شده بود. یك كارخانه مونتاژ هواپیما به نام «شهباز» هم ساخته شده بود كه قادر بود سه مدل مختلف هواپیما را مونتاژ كند. در سال ۱۹۴۱ (سوم شهریور ۱۳۲۰) بی طرفی ایران در جنگ جهانی دوم نقض شد و نیروهای هوایی و دریایی انگلیس و روسیه از شمال و جنوب به ایران حمله كردند. نیروی هوایی جوان ایران كه به تازگی به ساختن ساختارهای اساسی خود مشغول شده بود، تحت هیچ شرایطی توانایی رویارویی با این نیروی عظیم و توانمند را نداشت. با این وجود تعدادی از پرسنل جوان این نیرو تصمیم به مقابله با بیگانه گرفتند و با كنترل پادگان قلعه مرغی دو هواپیما از این پادگان به خلبانی سروان وثیق و استوار شوشتری كه با شلیك ضدهوایی مواجه شده و به ناچار آسمان تهران را ترك كردند. نیروهای ائتلاف انگلیس و روسیه كنترل دو پایگاه هوایی ایران را در دست گرفتند. آنها به ترتیب در مهرآباد و قلعه مرغی مستقر شدند. از نیروی هوایی جوان ایران تقریباً هیچ چیز باقی نماند.

پس از پایان جنگ ارتش بریتانیا ایران را ترك گفت اما ارتش روسیه از ترك ایران سر باز می زد و كنترل شمال ایران را در اختیار داشت. سه ماه پس از این اتفاق نیروهای سرخ روسیه ایران را ترك گفتند. پس از این نیروی هوایی ایران همیشه به عنوان نیروی برتر در خاورمیانه شناخته می شود. موقعیت استراتژیك ایران توسط آمریكا نادیده گرفته نشد و آمریكا از اوایل دهه ۱۹۶۰ شروع به فروش تعداد زیادی از هواپیماهای پیشرفته خود به ایران كرد. در سال ۱۹۶۵ میلادی ایران اولین هواپیماجت خود با نام اف - ۸۴ جی جت ثاندر دریافت كرد. در سال ۱۹۶۵ هواپیماهای اف-۵ فریدم توسط ایران خریداری شدند و به دنبال آن در سال ۱۹۶۸ اف-۴ فانتوم هم به ایران فروخته شد. در سال ۱۹۷۰ ایران دارای قوی ترین نیروی نظامی در منطقه بود. قبول فروش هواپیماهای فوق پیشرفته اف-۱۴ ای تام كت به همراه موشك های پیشرفته ای آی ام - ۵۴ فینیكس از سوی آمریكا به ایران نشان دهنده روابط بسیار گرم بین ایران و آمریكا بود. در پی وقوع انقلاب اسلامی در سال ۱۹۷۹ دكترین و استراتژی نظامی ایران تغییر یافت و ایران دیگر به خرید تسلیحات پیشرفته و گرانقیمت علاقه نشان نداد و همین باعث ایجاد نوعی تغییر قدرت در منطقه شد. ایران دیگر نه تنها دوست صمیمی آمریكا نبود، كه به خاطر سیاست های امپریالیستی و ضد انسانی آمریكایی به دشمن اصلی آن تبدیل شد. آمریكا و دیگر كشورهای غربی تحریمی نظامی علیه ایران اتخاذ كردند. كمك های آمریكا قطع شده بود و نیروی هوایی ایران از فرار و بركناری افسران زمان شاه رنج می برد كه همین امر به پایین آمدن سطح سرویس دهی در نیروی هوایی منجر شده بود. به دلیل تحریم تسلیحاتی ایران و نرسیدن قطعات مورد نیاز، آمار عملیاتی نیروی هوایی ایران سریعاً رو به كاهش بود. پس از انقلاب نیروی هوایی به «نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران» كه خود ارتشیان به آن «نهاجا» می گویند تغییر نام داد. نام انگلیسی آن هم Islamic RepubLic of Iran Air Force است كه به اختصار IRIAF خوانده می شود. در همین اوضاع و احوال عراق با مناسب یافتن فرصت درصدد برآمد تا با حمله به ایران قسمت های وسیعی از خاك ایران را ضمیمه قلمرو خود كند؛ به همین خاطر در ۲۲ سپتامبر ۱۹۸۰ (۳۱ شهریور ۱۳۵۹) با یورشی عظیم به خاك ایران از طریق هوا، زمین و دریا جنگ تحمیلی هشت ساله را علیه ایران آغاز كرد. جنگ با حمله هوایی نیروهای عراقی به شش پایگاه نیروی هوایی ایران و چهار پادگان آغاز شد و همزمان چند لشكر و تیپ مستقل عراق در چهار محور از طول ۷۰۰ كیلومتر مرز مشترك با ایران به عمق خاك ایران یورش بردند. اولین حمله هوایی عراق چندان موفقیت آمیز نبود. دلایل آن را می توان به برنامه ریزی ناكافی و نادرست عملیات، نداشتن اطلاعات كافی از اهداف و استفاده نامناسب از بمب های جی پی(بمب هایی كه هدف خاصی ندارند و برای انهدام كلی به كار می روند) برشمرد. در مهرآباد یك هواپیمای اف-۴ ای در هنگام جابه جایی برای در امان ماندن از حملات دشمن دچار سانحه شد و از همدان هم گزارش هایی در مورد خسارت یك فروند اف-۴ رسید.

اولین عملیات هوایی ایران در پاسخ این حمله و بلافاصله پس از آن در خاك عراق موفقیت آمیز بود. در این عملیات چهار فروند هواپیمای اف-۴ به پایگاه دریایی الشعبیه در نزدیكی بندر ام القصر حمله بردند. این چهار فروند هواپیما كه ۴۵۰ كیلوگرم بمب بر سر این پایگاه ریختند عملیات خود را از پایگاه بوشهر شروع كردند. در میان اهداف چندباطری موشك ضد كشتی وجود داشت. این عملیات تلافی جویانه نیروی هوایی ایران به قدری سریع بود كه خط پدافند عراق در طول مسیر پرواز دچار غافلگیری شده بود. روز بعد در عملیاتی غیرقابل باور ۱۴۰ فروند از جنگنده ها و جنگنده بمب افكن های ایران به ویژه اف-۴ و اف-۵های پایگاه های بوشهر، همدان و تبریز توانستند با نفوذ خود به خاك عراق تلفات سنگینی به پایگاه ها و تاسیسات نظامی عراق وارد كنند. در اولین روزهای جنگ چندین حمله هوایی دیگر به تاسیسات نظامی عراق از قبیل ام القصر انجام شد. در یكی از این حملات دو فروند اف-۴ كه هر كدام شش بمب جی پی ۳۴۰ كیلوگرمی حمل می كردند به تاسیسات نظامی دریایی و كشتی های موشك انداز عراق حمله بردند. در حدود ۲۰ دقیقه بعد یك فروند هواپیمای آر اف-۴ ای عكس های شناسایی از منطقه گرفت كه نشان می داد كشتی ها و تاسیسات بندری دچار صدمات و خسارات سنگینی شده اند.
 

North American T-28A Fennec aircraft picture



تاكتیك كلی در طول انجام چنین عملیات هایی رسیدن به هدف از راههای مختلف، انجام یك

پاپ -آپ بیش از رسیدن به هدف و شیرجه زدن روی هدف برای انهدام آن است. در هنگام بازگشت دو اف-۴ یكی از آنها توسط یك موشك سام مورد اصابت قرار گرفت كه باعث آسیب دیدن برخی از سیستم های آن شد اما همچنان می توانست پرواز كند. اما آتش خاموش كن ها كار نكردند و بال راست - محل اصابت موشك - آتش گرفت. باند فرود نزدیك ترین پایگاه هوایی هم به دلیل هجوم اولیه ارتش عراق برای فرود مناسب نبود و به همین خاطر مجبور به فرود در یك باند ناآماده با سرعت بالا شد.

چرخ ها تركیدند و هواپیما در حالی كه سرنشینان آن اجكت كرده بودند از انتهای باند خارج شد. بعدها این هواپیما با تعویض بال و دیگر تعمیرات دوباره به جنگنده های مورد استفاده در جنگ پیوست. این تعویض بال كه اولین بار در ایران انجام می شد را می توان نقطه آغاز انجام كارهای غیرممكن در نیروی هوایی دانست. در اولین ماههای جنگ «نهاجا» تلاش های خود را به جلوگیری پیشرفت نیروی زمینی ارتش عراق معطوف كرده بود. جنگنده های ایرانی برای این كار با استفاده از راكت های ضد زره دانه به دانه تانك ها و زره پوش های عراق را شكار می كردند و حتی گاهی اوقات تا ارتفاع سه تا چهار متر زمین هم پایین می آمدند. در مقابل عراق هم از هواپیماهای میگ-۲۱ و میگ-۲۳ برای پوشش نیروی زمینی خود استفاده می كرد كه این پوشش به ناچار منجر به درگیری هوایی بین ایران و عراق می شد كه می توان پیروزی های ایران در این زمینه را بیشتر از عراق دانست. مخصوصاً در اوایل جنگ كه آنها در مقابل هواپیماهای اف-۱۴ ایران توانایی انجام هیچ عملی را نداشتند كه در اواخر جنگ با خرید میراژ اف-۱ از فرانسه توانستند كمی جنگ های هوایی را متعادل كنند.

جنگ تحمیلی علیه ایران علاوه بر خسارات و تلفات جانبی بسیار، دستاوردهای ارزنده ای برای نیروی هوایی ایران داشت. نیروی هوایی در این هشت سال توانست به تكنولوژی ساخت بسیاری از قطعات مورد نیاز خود دست یابد و در برخی موارد به خودكفایی برسد. پس از انقلاب اسلامی در سال ۱۹۷۹ (۱۳۵۷) تنها خریدهای ایران از غرب ۳۵ فروند پیلاتوس پی سی-۷ ، ۱۵ فروند پی سی-۶ و ۱۵ توكانوی آموزشی ای ام بی۳۱۲ ساخت برزیل بوده است. این خریدها بین ۱۹۸۳ تا ۱۹۹۰ انجام شده اند. مهم ترین خریدهای غیرغربی ایران پس از انقلاب از چین با اف-۶ (میگ -۱۹)، اف۷ ام (میگ -۲۱) و هواپیمای ترابری و ای-۱۲ و از روسیه با میگ-،۲۹ آنتونوف-،۷۴ چند فروند سوخو۲۴ ام كی وای ال-۷۶ تی دی بوده است

در سال 1270 خورشیدی یک نفر فرانسوى به ایران آمد و مدعى شد كه با وسیله اى به نام بالون مى تواند به هوا برود. روز موعود، در محوطه جلوى دروازه دولت ، پس از حضور شاه و درباریان، بالون آماده ى پرواز شد. آن مرد فرانسوى، هر چه اصرار كرد كه یكى از وزرا، در این پرواز تفریحى وى را همراهى كند، كسى حاضر نشد. بالون به پرواز درآمد و پس از حدود نیم ساعت، در محلى ما بین قصر قاجار و داوودیه، فرود آمد.مشاهده ى نخستین یرواز انسان به آسمان، باعث شد كه مردم شگفت زده تهران، اشعار زیر را كه توسط مردم عادى سروده شده بود، بخوانند:

عرقچین بر سرم بالون هوارفت *** فرنگى توش نشست ییش خدارفت
میخواس سر دربیاره ازكار سبحون *** خدا زد تو سرش افتاد تو میدون

بالون سوارى در تهران و اكثر شهرهاى ایران، مخصوصأ تبریز، بطور متناوب انجام مى شد.
در اواسط جنگ بین الملل اول، سپاه ژنرال دنسترویل و لشكر 13 انگلیس، به ایران آمدند. این لشكركشى توسط انكلیسى ها، به منظور اشغال بادكوبه و مقابله با نیروى ارتش سرخ و جلوگیرى از پیشروى آنان به شمت تهران ا بود.در این لشكركشى، نیروهاى انگلیسى چند فروند هواییما با خود به ایران آورده بودند و آنها را در قزوین مستقر كردند. گاهى اوقات، یكى دو فروند از هواییماها از قزوین به تهران مى آمد و در قلعه مرغى، كه براى فرود هواییما مناسب بود فرود مى آمدند. قلعه مرغى بعدأ تبدیل به فرودگاه نظامى شد. انگلیسى ها از این یرواز منظور سیاسى داشتند، ولى این امر برای مردم تهران به نوعى سرگرمى تبدیل شده بود .انگلیسى ها در یكى از روزهاى سال1290 خورشیدی ، احمدشاه و رجال دربارى را به میدان مشق دعوت كردند، هواپیمایى كه در آنجا فرود آمده بود، به پرواز آمد. البته ضمن فرود آمدن هواییما، یكى از سواران قزاق، به خیال خود، در زیرهواپیمایى كه هنوز به زمین فرود
نیامده بود، سوار خوبى آغاز نمود كه ملخ هوابیما سر او را از تنش جدا كرد. در همین روزها، هواپیماى دیگرى (گویا روسى بود) در زمین هاى جالیه و فیشرآباد هنگام فرود آمدن
سقوط كرد و مردم طهران دسته دسته به تماشاى قطعات متلاشى شده ى آن، مى رفتند.هنگام جنگلى ها و حملات بلشویک ها به گیلان، آئروپلان و هیدروپلان هاى روسیه
و هواییماهاى انگلیسى در حدود گیلان و قزوین به كرات دیده شده بودند.پس از پایان نخستین جنگ جهانى، نماینده كمپانى یونكرس به ایران آمد. كمپانى مذكور،پس از یک سلسله مذاكره با دولت های بى علاقه و دستگاه هاى بى اطلاع آن روز، از تأسیس مراكز هوایى و تشكیل آموزشكاه خلبانى در تهران مأیوس شده بود كه پس از كودتاى1299 به دستور سردار سپه، موجبات تشویق و تجدید مذاكره با كمپانى مذكور فراهم شد. كمپانى یونكرس، هواپیما و چند خلبان جوان هم به ایران آورد و در زمین هاى امامیه (اداره ى تسلیحات و كارخانه برق محدوده ى میدان شهدا و ابتداى خیابان پیروزی تهران) براى تشویق جوانان شروع به پرواز و نمایش هاى هوایى نمود و مردم داوطلبانه یك تومان مى دادند و سوار هواپیماها مى شدند.
یكى از هواپیماها ضمن پرواز خوب و پیشتک و وارو زدن، بالش شكست و سرنگون شد و خلبانش كه جوانى هفده ساله بود سوخت. همین موضوع و مشكلات سیاسى و اقتصادى
دیگر، سبب عدم موفقیت شد ولى كمپانى از تصمیم خود دست بردار نبود و تا سال 1309 موسسات متعددى را در تهران، اصفهان، مشهد و اغلب شهرهاى مهم دیگر ایران، دایر كرد.
ارتش ایران كه براى بسط امنیت، شروع به سركوبى اشرار و گردنكشان كرده بود، احتیاج زیادى به هواپیما براى پخش اعلامیه ها یا احیانأ بمباران داشت. ناچار براى مناطق حساس
جهت مبارزه با اشرار سرسخت، در برابر مزد گزاف روزانه، از هواییماهاى یونكرس وخلبان هاى آلمانى اش براى شركت در رزم ها استفاده مى نمود.سردار سپه كه متوجه اهمیت نیروى هوایى و تأثیر آن در جنگ ها بود، براى تشكیل یک بنگاه هوایى نظامى ایرانى دست به یک اقدام اساسى زد، و به سفراى ایران در پایتخت هاى شوروى، فرانسه و آلمان، دستورهاى لازم براى خرید هواییما داد و براى تربیت خلبان و دیدبان، دستور داده شد كه از بین افسران، درجه داران و دانشجویان مستعد آن روز كه به زبان روسى آشنایى داشتند، عده یى داوطلب انتخاب شوند. انتخاب شدگان، پس از زمایش هاى لازم، در اسفند 1303 تحت عنوان نخستین كاروان دانشجویان هوایى روانه روسیه شدند تا در آموزشگاه خلبانى سیاستویل و لنینگراد شروع به آموزش نمایند كه نایب اول سرتیب عیسى اشتوداخ و مرحوم نایب اول شرف الدین قهرمانى، جزو این دسته از دانشجویان بودند.در دوازدهم خرداد 1303 كه جمعى از افسران رسته هاى مختلف كه دانشگاه نظامى سن سیر فرانسه را به پایان رسانده بودند، آموزشگاه خلبانى ایستر فرانسه را نیز به پایان رساندند كه سرهنگ دوم احمد نخجوان، سلطان دفترى و احمد خسروانى از آن جمله بودند.
سرهنگ نخجوان با یک هواییماى فرانسوى از پاریس و نایب اول اشتوداخ با یک هواییماى روسى از باكو به طرف ایران یرواز نمودند و هر دو به سلامت به ایران رسیدند.در روز پنجم اسفند 1303 نخستین خلبان ایرانى، هواییماى خریداری شده ایران از فرانسه را در فرودگاه قلعه مرغى، به زمین نشاند. جنب و جوشى غریب برپا بود. رضاشاه براى پیشباز، به فرودگاه قلعه مرغى رفت. رضاشاه كه كمتر اظهار رضایت از خودش نشان مى داد، در آن روز به طرزى اشكار خوشحال بود. هواپیماى سرهنگ نخجوان كه در آسمان پیدا شد. مستقبلین و مردم غریو شادى كشیدند. به محض اینكه هواییما بر زمین نشست، سرهنگ نخجوان از هواییما بیرون جست و پس از اداى سلام نظامى، زمین را سجده كرد و بر خاک وطن بوسه زد.شاه زیر بازوى او را گرفت و بلندش نمود، و هم او بود كه فرمانده نیروى هوایى ارتش ایران شد.

http://xs218.xs.to/xs218/07321/Nakhjavan.jpg.xs.jpg (http://xs.to/xs.php?h=xs218&d=07321&f=Nakhjavan.jpg)
سرهنگ نخجوان نخستین فرمانده نیروی هوایی ایران 

ادامه مطلب:

هواپیماهاى خریدارى شده:

نخستین دسته هواپیماهاى خریدارى شده، از فرانسه، در سال 1303 به بندر بوشهر وارد شد. مسیو برو و چند خلبان فرانسوی كه موظف بودند آنها را در تهران تحویل نمایند كه به علت عدم آشنایى به سرزمین كوهستانى و اوضاع جوی ایران، سه فروند از آن هواییماها در بین راه (شیراز- اصفهان- كوه هاى بختیاری) سقوط كردند. مسیو برو كه مدتى مفقود بود پس از چهار ماه، با پاى شكسته به تهران آمد.با همین هواپیماها بود كه مرحوم نایب ارفع الملک (سرتیپ حسن ارفع) در رزم هاى خوزستان، در آبان ماه 1303 اعلامیه هاى تبلیغاتى سردار سپه را روى سیاه چادرهاى ایلات و عشایر و گاهى با دست، بمب هایى روى عشایرى كه سرسختى مى كردند، فرو مى ریخت. هواپیماهای خریدارى شده از روسیه، آلمان و فرانسه، تدریجأ به ایران رسید. در سال 1305، نیروى هوایى مختلط ایران، بدون داشتن سرپناه با سه گروه در قلعه مرغى تشكیل گردید و هواپیماها را به نام هاى: كركس، سیمرغ، عقاب، شهپر، تیهو، شاهین،هماى، قرقى، كبک و بلبل نامیدند. خلبان و مكانیسین هواپیماها، ایرانى و روسى(لازفسكى) فرا نسوى (برو) آلما نى (ا شپاخر) بودند. براى نخستین بار در جنگ هاى لرستان، اكراد آرارات و در اطراف باجگیران، علیه لهاک خان باوند (سالار جنگ)- افسر یاغى- از هواییما استفاده شد.
در سال 1307، دومین دسته محصلین ایرانى از روسیه و فرانسه بازگشتند و در رزم هاى عملیاتى شركت كردند. این خلبان ها از افسران جوان و دانشجویان جدید بودند، آنان با همان هواپیماها، ابراز رشادت ها نمودند و در رزم ها بطور موثرى شركت مى كردند. در سال هاى 1306 و 1307، دو دسته ى دیگر افسر، جهت آموزش خلبانى به روسیه فرستاده شد. در همین سال، نایب اول مهدى سپه یور و نایب اول ماكویى باهواپیماى خود در عملیات علیه دوست محمد خان بلوچ، به مكران مى روند. نایب اول سپه یور در سال 1310، علیه اشرار آرارات، دست به عملیات محیرالعقولى مى زند.در سال هاى 1308- 1310، در عملیات فارس، قسمت اعظم هواپیماهاى ایران شركت مى كنند، ولى عشایر قدرت زیادى داشتند، بطورى كه تعدادى از هواییماها را در فرودگاه شیراز گلوله باران كردند. در سال 1309، گروه دیگرى از افسرانى كه به روسیه و فرانسه اعزام شده بودند، به ایران بازمیگردند و كادر هوایى، نسبتأ غنى مى شود.

نخستین سازمان نیروى هوایی ایران :

در سال 1315، سرگرد نوركیس و سروان اكمان سوئدى، پایه ى محكمى براى نیروى هوایى گذاردند. در سال 1313، اداره هوایى، به نیروى هوایى تبدیل و داراى ستاد شد و تا سال 1317، سرهنگ بیور بلژیكى، ریاست ستاد نیروى هوایى را عهده دار بود.


آموزشگاه هاى هوایى :

نیروى هوایى ایران تدریجأ آموزشگاه هاى خلبانى، دیده بانى، افزارمندى و فنى تشكیل مى دهد كه نه تنها داوطلبان جدید را تربیت میكرد، بلكه عده ای از افسران صف را كه
استعدادى داشتند و به نیروى هوایى انتقال داده شده بودند، آموزش مى داد. از همین سال است كه تدریجأ افسران نیروی هوایى ایران براى طى دوره هاى عالى تر و كارورزى در
ستادهاى هوایى، به اروپا و امریكا مى روند. حتى كارخانه شهبازكه در سال 1313، تأسیس شد، موفق گردید در سال 1317، نخستین هواییماى ساخت ایران را ازكارخانه بیرون دهد.

واحد هاى شهرستان ها :

از سال 1313، سازمان هنگ هاى هوایى شهرهاى تبریز، توسط مرحوم سرگرد غلامحسین شیبانى، اهواز، توسط سلطان ماكوئى و سرگرد بیژن گیلا نشاه، مشهد، توسط سلطان مهدى سپه پور و مرحوم سلطان جهانسوزى، شامل دوگردان و یک گروه ارتباط تشكیل شد. تا حادثه شوم شهریور 1320، سانحه و تلفات این نیروی جوان، به نسبت ضایعات سایر
كشورها ناچیز بود. مع هذا چند نفر از بهترین خلبانان و دیده بانان و مكانیسین هاى جوان ما در سوانح هوایى شهید شدند. اگر ترس از مواخذه و تنبیهات رضاشاه و مراقبت دائمى
فرماندهان نبود، تعداد سوانح هوایى بخاطر شیطنت و بى انضباطى خلبانان جوان این سازمان، به مراتب بیشتر مى شد. كما اینكه پس از شهریور 1325، این سازمان فنى دستخوش تحولات گوناگون شد و فرماندهى آن، به افسران بى اطلاع از كار هوانوردی سپرده شد، مانند مرحوم سرتیپ احمد نخجوان، سرلشكر صادق كوپال، سرلشكر محمدحسین فیروز و سرلشكر عمیدى. تعداد سوانح و ضایعات، روز به روز افزون میكردید، به خصوص كه جاسوسان بیگانه در این نیروى حساس رسوخ كرده و تخریبات عمدى هم بر تعداد ضایعات افزون میگشت.هواپیماهاى ایران كه به گروه های شكارى، اكتشافى، بمباران و ارتباطى تقسیم شده بودند، فقط براى سركوبى یاغیان قادر به خودنمایى بود، زیرا هنوز دوره تكامل را طى نكرده و فاقد هواپیماهاى دورپرواز و تندرو بود كه، حادثه شهریور 1320، اساس آنراواژگون ساخت.

سازمان نیروى هوایی در شهریور 1320 :

سازمان نیروى هوایى در شهریور 1320، عبارت بود از: اركان نیرو، فرماندهى، ستاد نیرو، دانشكده دیده بانى، آموزشگاه خلبانى و آموزشگاه هاى مختلف (آموزشگاه فنى،آموزشگاه افزارمندى و دانشكده افسرى فنى)، پارک و كارخانه شهباز.

هنگ هاى هوایى مركز و شهرستان ها كه عبارت بودند از:

1- هنگ هوایى مركز شامل:
الف) هنگ هوایى قلعه مرغى، كه داراى چهارگروه
اكتشافى (هرگروه شامل هفت فروند هواپیمای جنگى و سه فروند هواپیمایى مشقى) و دو
گروه شكارى بود. این هواییماها از نوع فیورى، هاریكن و اداكس بودند.
ب) هنگ پنج بمباران تهران كه شامل شش گروه بمباران سنگین بود. هرگروه شامل نه فروند هواپیماى
بمباران سنگین و سه فروند هواییماى مشقى بود.
2- هنگ دوم آذربایجان، مركز تبریز كه شامل دو گروه اكتشافی جنگى و یک گروهمستقل اكتشافى بود.
3- هنگ سوم خوزستان، مركز اهواز
4- هنگ چهارم خراسان، مركز مشهد
سازمان هنگها، تقریبأ شبیه هم بودند.
آموزشگاه خلبانى داراى هوا ییماهاى: اداكس، فیورى و تایگر موس بود.
هنگامى كه سردار سپه به مقام وزارت جنگ رسید آمار نفرات ارتش ایران از بیست و دو هزار و هشتصد نفر تجاوز نمى كرد ولى در نخستین روز شهریور شوم 1320، تعداد افسران و درجه داران و افراد ارتش ایران بالغ بر یكصدو هفتاد و سه هزارو هشتصد و شصت و سه نفر بود. ارتشى كه در مدت صد سال، پس از جنگهاى ایران و روسیه، ده برابر كوچک شده و از نظر كیفیت، كوچکترین ارزشى نداشت، در مدت پانزده سال از هشت برابر هم تجاوز كرد. در طول این پانزده سال، 219 358 نفر تحت عنوان افسر و سرباز وظیفه، خدمت زیر پرچم
را طى كردند. با تمام این مقدمات، باید اذعان كرد كه ارتش ایران هنوز مراحل مقدماتى را طى مى كرد و تسلیحات آن مخصوصأ توپخانه و واحدهاى هوایى ارتش یكنواخت و كاملا هماهنگ نشده بود كه حمله ناگهانى ارتش هاى اتحاد جماهیر شوروى و انگلیس آنرا از هم پاشپد. هركس بخواهد ارزش افسران و درجه داران ارتش ایران را كه غافلگیر شده بودند
براساس واقعه ى شهریور 1325، حساب كند، در اشتباه محض است. زیرا اكثر افسران و درجه داران ارتش- كه حساب آنها از حساب تعدادى از امیران و افسران ارشد آن زمان جدا
است میهن دوست بودند. شکست خفت بار ارتش ایران علل مختلف داشت، كه یک علت مهم آن، یراكندگى واحدها و دور بودن آنها از مراكز لشكرها بود و علل دیگر، ترس از
رضاشاه و اجراى بدون چون و جراى فرامین او، بلاتکلیفى، عدم قبولی مسئولیت فرماندهان لشكرها (آن هم بخاطر ترس از رضاشاه) و نبود یا كمبود مهمات و تجهیزات بود

كارخانه شهبازكه در سال 1313، تأسیس شد، موفق گردید در سال 1317، نخستین هواییماى ساخت ایران را ازكارخانه بیرون دهد.




هنگامى كه سردار سپه به مقام وزارت جنگ رسید آمار نفرات ارتش ایران از بیست و دو هزار و هشتصد نفر تجاوز نمى كرد ولى در نخستین روز شهریور شوم 1320، تعداد افسران و درجه داران و افراد ارتش ایران بالغ بر یكصدو هفتاد و سه هزارو هشتصد و شصت و سه نفر بود. ارتشى كه در مدت صد سال، پس از جنگهاى ایران و روسیه، ده برابر كوچک شده و از نظر كیفیت، كوچکترین ارزشى نداشت، در مدت پانزده سال از هشت برابر هم تجاوز كرد. در طول این پانزده سال، 219 358 نفر تحت عنوان افسر و سرباز وظیفه، خدمت زیر پرچم را طى كردند

متاسفانه بعد از حمله بریتانیا و شوروی به ایران افراد با دانش و متعهدی مثل سردار سپه و یا همین احمد نخجوان و خیلی های دیگه مورد غضب قرار گرفتن یا بازنشسته شدن یا با خلع و تقلیل درجه مجبور به خدمت در مناطق دورافتاده شدن من فکر میکنم ارتش ایران میتونست در برابر انگلیس و شوروی مقاوت کنه و حتی پیروز بشه درسته که ما تجهیزات پیشرفته زیادی نداشتیم ولی سربازان تعلیم دیده و وطن پرست و شجاع زیادی داشتیم که تنها یه مدیریت و رهبری درست میخواستن از نیروهای غیر ارتشی مثل ایلات و طوایف و عشایر هم غافل نباید شد الحق و انصاف از شجاعترین افراد زمان خودشون بودن گر چه با حکومت مرکزی سازگاری نداشتن ولی میشد در قبال امتیازاتی اونها رو همراه کرد و اینطور که در کتاب " سیری در تاریخ ارتش ایران " نوشته ایران استعداد بسیج نیروی تا حدود 300 هزار(شامل نیروهای داوطلب و مردمی) داشته که حداقل سلاح اونها یک اسلحه هم اگر فرض کنیم نیروی عظیمی بودن ولی متاسفانه غافلگیری و توطئه و وطن فروشی عده ای خائن و مقدمه چینی اونها در دربار و حکومت و ارتش باعث شد کشور ما اشغال بشه

در سال 1306 آن دسته از دانشجویانی كه برای فراگرفتن آموزشهای هواپیمایی به فرانسه رفته بودند نیز به ایران بازگشتند وچند هواپیمای دیگر هم به جمع هواپیماهای پیشین افزوده شد و سازمان هواپیمایی، با سی وسه هواپیما به صورت زیر درآمد:
گردان یكم : شامل هفت فروند هواپیما دوهاویلاند9
گردان دوم : شامل دو فروند هواپیمای دوهاویلاند وچهار فروند هواپیمای یونكرس
گردان آموزشی : شامل یازده فروند هواپیمای برگه، اورو، اسپاد و پوتز
«در سال 1307 دسته دوم و سوم محصلان از فرانسه بازگشتند و چون كادر افسری هوایی سروسامانی گرفته بود، به طور رسمی اداره ای به نام اداره هواپیمایی در قلعه مرغی تشكیل یافت و از این پس به توسعه سازمان هواپیمایی توجه بیشتری شد و دانشجویان به آموزشگاههای خلبانی و فنی كشورهای روسیه و فرانسه فرستاده شدند.»
پس از آن ماموران سیاسی ایران با دولتهای انگلیس و آمریكا وارد گفت وگو شدند و رفته رفته سایر كشورهای تولید كننده هواپیما، نیز پیشنهادهایی را برای فروش هواپیما به ایران دادند. «دولت وقت ایران نیز تصمیم گرفت برای انتخاب بهترین نوع هواپیما، مسابقه ای در میان فروشندگان ترتیب دهد وقرار شد، این مسابقه در مهرماه 1309 با شركت خلبانان انگلیسی، فرانسوی، ایتالیایی، آمریكایی، چكسلواكی، روسی ولهستانی انجام بگیرد. این مسابقه در همان سال انجام گرفت ولی تنها هواپیماهای فرانسوی و آلمانی در آن شركت كردند و در نتیجه در سال بعد 10 فروند هواپیما از روسیه وتعدادی هواپیمای یونكرس از آلمان 
خریداری شد.»(6)
افزایش حجم پروازها و تنوع هواپیماهای مختلف، اجرای امور و تعمیر و نگهداری در ساعت هایی غیر از ساعت پرواز و سرانجام برگشت دیر وقت هواپیماها از ماموریتهای دور، بر لزوم توجه به فرودگاهها و اجرای وظایف تحت نظر مسئولین آموزش دیده و آشنا به مسائل پروازی تاكید شد. 
آن زمان بود، فرماندهان این فرودگاه را به فكر چاره جویی افتادند .به همین منظور در آذر ماه 1309 برای اولین بار درتاریخ هواپیمایی
ایران، یك نفر از افسران، به عنوان «صاحب منصب مسئول فرودگاه» با وظایف مشخص ومدون تعیین شد.
«بر مبنای حكم صادره كنترل كلیه امور فرودگاه قلعه مرغی، از لحاظ اجرای مقررات ایمنی پرواز تعیین خط حركت، خط نشستن طیارات، تعیین سمت گردش پس از برخاستن و هنگام نشستن وگزارش تخلفات پروازی، به عهده صاحب منصب گذاشته شده بود این صاحب منصب مانند نگهبان به صورت هفتگی تعیین و ابلاغ می شد. بر مبنای شرح وظایف تعیین شده، اداره كلیه امور فرودگاه و برج مراقبت عملاً به عهده این صاحب منصب گذاشته شده بود.»(7)
در مهرماه سال 1310، آموزشگاه خلبانی در مهرآباد تأسیس و برای اولین بار 19 نفر داوطلب غیر نظامی، یك افسر به سر هنر آموزگاری، با استادی یك خلبان سوئدی مشغول فرا گرفتن فن خلبانی شدند. همزمان با تشكیل آموزشگاه خلبانی، به منظور تربیت مكانیسین هواپیما، آموزشگاه فنی نیز در دوشان تپه تأسیس شد.
«در سیر تحول این سازمان، به موجب حكم عمومی قشونی (ماده یك نمره 1444)، عنوان «اداره هواپیمایی كل قشون ایران » از تاریخ 1311 به «قوای هوایی» تبدیل شد.»(8) به این ترتیب در این سال سازمان منظم هواپیمای ایران تشكیل شد و این سازمان عبارت بود از : 
یگ گروه آموزشی
یك گردان شكاری
یك گردان بمباران و اكتشافی
در طرح جدید، اركان حرب هوایی، از نیروی زمینی جدا شد و در حقیقت سازمان مستقل هواپیمایی مركب از یك هنگ و فرماندهی و یك ستاد هنگ، شامل سه ركن و یك دفتر ستاد به وجود آمد و این نخستین ستاد هوایی بود كه به ریاست سرگرد «نورد كیست» سوئدی تشكیل 
می شد.كمی بعد یعنی اواخر همان سال در سازمان هواپیمایی باز تغییراتی به شرح زیر
به وجود آمد : 
«الف- فرماندهی و ستاد فرماندهی: شامل سه ركن و به انضمام دوایر سررشته داری، دارایی، بهداری، موتوری ویك دانشكده دیده بانی، یك آموزشگاه خلبانی، یك آموزشگاه فنی و یك كارخانه هواپیما سازی نیز پیش بینی شد.
ب- واحدهای هوایی شامل پنج هنگ : 
- هنگ یكم، در قلعه مرغی شامل یك گردان شكاری از هواپیماهای فیوری و دوگردان اطلاعاتی از هواپیماهای اداكس.
- هنگ دوم، در اهواز
- هنگ سوم، در مشهد 
- هنگ چهارم، در تبریز 
- هنگ پنجم، در مهرآباد
«پس از به خدمت گرفتن این هواپیما تلاشهای وسیعی برای خرید هواپیماهای بیشتر آغاز شد ودر سال 1302 علاوه بر خرید دو فروند هواپیمای «یونكرس-اف-13 ویونكرس آ-20»، توسط اهلی گیلان ومازندران، چهار هواپیمای دیگر(یك فروند دوهاویلاند-4، یك فروند دوهاویلاند9آ و دو فروند آورو) از روسیه به تهران رسیدند.»(3)
در خرداد 1302 اولین دسته از افسران ایرانی در رسته های مختلف ارتش، انتخاب و برای تكمیل تحصیلات نظامی به كشور فرانسه اعزام شدند كه یك افسر هم به نام سرهنگ احمدخان نخجوان از تیپ گارد پیاده نیز جزو این دسته برای تحصیل در رشته هواپیمایی و فرا گرفتن فن خلبانی اعزام شده بود.
تا خرداد 1303 با وجود این كه هواپیمایی قشون ایران دارای تعدادی هواپیما بود، ولی به علت نبود كاركنان متخصص، اداره این سازمان به طور مستقیم به وسیله اركان حزب كل قشون و از طریق دفتر هواپیمای مربوطه انجام می گرفت. «در تاریخ 11 خرداد1303 به موجب حكم قشونی شماره 212، برای اولین بار فرمان تأسیس صنف «هواپیمایی كل قشون» 
به عنوان یك سازمان مشخص از طرف رضاخان صادر شد و پس از ورود 
سرهنگ احمد نخجوان به ایران، كه از قبل، طبق فرمان رضاخان به ریاست آن منصوب شده بود، تغییراتی را پیشنهاد داد كه مورد تصویب قرار گرفت. سازمان جدید كه در واقع نخستین سازمانی به شمار می رود كه تحت عنوان «اداره هواپیمایی كل قشون دولت ایران » تشكیل و برای اولین بار به عنوان یكی از اداره های مستقل تابع اركان حزب كل قشون محسوب شده است.(4)
بین سالهای 1302 تا سال 1304، پنج فروند هواپیما از روسیه وهفت فروند هواپیما از فرانسه خریداری شد، كه هر یك از این دو كشور فروشنده تلاش می كرد زودتر هواپیمای خریداری شده را به تهران برسانند. سه نفر خلبان ایرانی كه تازه از مدرسه هوانوردی روسیه، فارغ التحصیل شده بودند، پرواز با سه فروند از پنج فروند هواپیماهای خریداری شده از آن كشور را بر عهده گرفتند.

«روز 6 بهمن 1304 سه فروند هواپیمای «دوهاویلاند-9آ» روسی تا بادكوبه در صندوقهای حمل و در این شهر آماده پرواز شدند. یكی از این هواپیماها هنگام برخاستن از فرودگاه بادكوبه دچار سانحه شد و بعدها با كشتی به ایران حمل شد، از دو فروند هواپیما دیگر كه سالم وارد آسمان كشور شدند فقط یك فروند به خلبانی عیسی اشتوداخ، سالم در قزوین فرود آمد.
«در قزوین هم با بارش برف، مدتها این هواپیما در این شهر زمین گیر شد و نتوانست خود را به موقع به تهران برساند. هفت فروند هواپیمای فرانسوی هم كه قرار بود با خلبانان فرانسوی از بوشهر پرواز كنند و هر چه زودتر خود را به تهران برسانند سرنوشتی بهتر از هواپیماهای روسی نداشتند.»(5)
سرانجام با ورود افسران دیگری كه برای فراگرفتن آموزشهای هواپیمایی به روسیه رفته بودند، سازمان هواپیمایی در سال 1305 عبارت از دو قسمت صفی وفنی با بیست فروند هواپیما شكل گرفت :

1- برگه، سه فروند
2- دوهاویلاند4 و9، شش فروند
3- یونكرس، پنج فروند
4- اسپاد، دو فروند 
5- پوتز، دو فروند 
6- اورو، دو فروند
این هواپیماها شماره های مخصوص داشتند و با به نام های مختلف : 
عقاب، تیهو، كركس، شاهین، هما، قرقی، كبك و بلبل نیز خوانده می شدند.

در آخرین روزهای حكومت شاهان قاجار، نیروهای مسلح ایران از چهار یكان نظامی تحت فرمان خارجی ها و مجزا تشكیل شده بودند. چندین واحد از نیروهای عشایر و محلی هم وجود داشت كه در مواقع اضطراری به كمك، فراخوانده می شدند، اما آن طور كه باید اعتماد واطمینانی به آنان 
نمی شد، چون در غالب موارد، نیروهای عشایر و محلی با تلاشهای مركزیت بخشی دولت،مخالفت می كردند، چون گمان بر این بود كه تهران زیر نفوذ نیروهای بیگانه قرار دارد.
«وجود فرماندهان خارجی در بین سپاهیان ایرانی به این نگرانی های مذهبی و قبیله ای می افزود. شاید موثرترین واحد نظامی دولتی «بریگاد قزاق» با 5 هزار نفر از كاركنان وفادار خوب آموزش دیده ومنظم بود كه در سال 1258 ایجاد شده بود و تحت فرمان افسران روسی قرار داشت.»(1) فكر ایجاد ارتش واحد و تحت فرماندهی یك شخص، برای جلوگیری از ادعاهای جدایی طلبانه و استقلال جویی قومها ی گوناگون و برای پاسخ گویی به تمایل نخبگان كه خواستار ایجاد یك دولت ملی تام الاختیار بودند، تقویت شد. 
«این ایده با پافشاری انگلیسی ها كه مایل بودند، دولتهای آینده ایران وجود تفنگداران جنوب را بپذیرند، گسترش یافت. در واقع از ابتدای قرن بیستم، دولت انگلیس خواستار تشكیل ارتش واحد در ایران بود. 
علت اصلی علاقه آنها نیز این بود كه روسیه در آن هنگام از نظارت مستقیم بر تیپ قزاق دست برداشته بود و قزاق ها فقط به دولت تهران وابسته بودند.»(2)
كه اجرای این پیشنهاد به عهده رضا خان گذاشته شد كه در اسفند ماه 1299 رضا خان و سیدضیاء الدین طباطبایی به همراه حدود 2500 نفر قزاق ایرانی وارد پایتخت شدند. در ظرف یك هفته، طباطبایی دولت جدیدیتشكیل داد و رضاخان را به ریاست ارتش منتصب كرد.
سردار سپه دراقدام های بعدی خود در دی ماه 1300 با انتشار فرمان عمومی شماره یك ارتش، نام «قزاق»را از تاریخ ارتش ایران برای همیشه پاك كرد و برای سپاه ایران نام«قشون»را برگزید...
اوكه از مزیت كاربرد هواپیما برای سركوب عشایر و برای برقراری ارتباطات سریع و امن در كشور بزرگی مثل ایران آگاهی پیدا كرده بود، اقدام های بعدی خود را در خصوص تحول در ارتش نوین ایران، دست به تجدید قوای دریایی ارتش و تشكیل نیروی هوایی زد و به این ترتیب در شعبه «تنسیقات» از دایره عملیات، دفتری هم به نام دفتر هواپیمایی پیش بینی شد و برای نخستین بار، اسم هواپیمایی جزو سایر سازمانها ارتش ایران شد، هر چند دفتر مزبور در آن موقع به جز یك رئیس و یك نویسنده، عضو دیگری نداشت ودر ابتدا، هواپیمای هم در بین نبود. به هر حال همین دفتر، هسته مركزی «هواپیمایی نظامی ایران» را تشكیل داد.
«پس از تأسیس «دفتر هواپیمایی»در دایره عملیات اركان حزب كل قشون، برای بررسی ایجاد هواپیمایی نظامی در ایران، خرید یك فروند هواپیمای «یونكرس اف-13 از شركت یونكرس خریداری شد و این هواپیما در نخستین فرودگاه كشور یعنی «قلعه مرغی» استقرار یافت.

هران در سال 1312 برای بی نیازی از خرید هواپیماهای خارجی و یا حداقل برای كاستن هزینه خرید آنها، اقدام به تأسیس كارخانه های هواپیماسازی شد و به همین منظور برای خرید ماشین و لوازم كارخانه، به كشورهای اروپایی؛ آلمان و انگلستان مثل شركت پرات وویتنی، سفارشهای داده شد و این ماشینها و لوازم در سال 1314 به ایران رسید و در دوشان تپه نصب شد. این كارخانه با نام كارخانه های هواپیماسازی شهباز مشغول كار شد و علاوه بر تعمیر های اساسی، با استفاده از قطعات و مواد اولیه مورد لزوم، شروع به ساخت هواپیما كرد. در اول مرداد 1317، نخستین هواپیماهای ساخت این كارخانه به پرواز درآمد و تا سال 1318 توانست 30 هواپیمای مشقی و10 فروند هواپیمای جنگی ساخته شد. ولی از این سال به بعد به علت بروز جنگ جهانی و نرسیدن مواد اولیه و قطعات لازم از خارج و سرانجام سرایت جنگ جهانی دوم به ایران، برنامه ساخت هواپیما، متوقف شد.(9) البته برنامه ای كه برای این كارخانه تنظیم شده بود، می بایست تا سال 1320، تعداد 120 هواپیمای آموزشی و20 فروند جنگی ساخته می شد.
در اسفند ماه سال 1314 چند فروند هواپیما از انواع اداكس پكازوس و تایگرموس به مشهد فرستاده شد و هنگ هوایی مشهد از آغاز سال 1315 به طور رسمی آغاز به كار كرد و در واقعه 20 شهریور منحل شد.
«در اسفند 1315 چند هواپیما از انواع تایگرموس و اداكس هورنت برای تشكیل هنگ هوایی اهواز به آن شهر فرستاده شد و مثل دیگر هنگهای هوایی تا شهریور 1320 دایر بود.
در سال 1319 چند فروند هواپیمای اكسفورد از انگلستان خریداری شد و هنگ بمباران در دوشان تپه تهران تشكیل شد كه این هنگ مركب از دو گردان و یك گروه ارتباط بود: 
گردان اول با هوپیماهای اكسفورد 
گردان دوم با هواپیماهای هایند
گروه ارتباط با هواپیماهای تایگرموس 
به این ترتیب نیروی هوایی تا شهریور 1320 ، دارای 383 هواپیما حاضر به خدمت بود.(10)
در سال 1320 با سرایت آتش جنگ جهانی دوم به ایران، واحدهای هوایی، دچار خسارت فروان شدند وخلاصه این كه از سوم شهریور 1320 تا چهاردهم خرداد 1325 در واقع دوره ركود و انحطاط در تاریخ نیروی هوایی به شمار می رود .

پس از این تاریخ با روی كار آمدن محمدرضا پهلوی، توجه به نیروی هوایی از اهمیتی خاصی برخوردار شد. «آمریكا در سال 1326 با هدف جلوگیری از دسترسی شوروی به منابع نفتی ایران و اقیانوس هند از طریق خیج فارس، با واگذاری اعتبار 51 میلیون دلاری برای خرید تسهیلات به حكومت ایران در عرض سه سال نیروی هوایی ایران قدرت جنگی خود را 5 برابر كرد و در پی آن هواپیماهای اف-47 (تاندربلت)وهواپیما های باربری (داگلاس) خریداری شد.
برنامه گسترده ای برای آموزش خلبانان آغاز شد و نخستین گروه افسران نیروی هوایی در سال 1327 برای گذراندن دوره های آموزشی ویژه به آمریكا اعزام شدند. 
مدت كوتاهی پس از آن، نیروی هوایی ایران دانشكده آموزش هوایی افسران ارشد و یك دانشكده برای درجه داران را تاسیس كرد.» (11) و در سال 1329 نام نیروی هوایی را به ستاد نیروی شاهنشاهی تغییر دادند

با پیوستن ایران به پیمان بغداد در سال 1334، برنامه های نوسازی ارتش در رأس قرار گرفت و نخستین هواپیمای جت جنگنده كه مدتها پیش توسط شاه سفارش داده شده بود از جمله 24 فروند هواپیمای آموزشی وگشت زنی وحدود 75 جنگنده وبمب افكن-اف-84 (تاندرجت) به ایران تحویل داده شدند. اما این هواپیماها به اندازه ای كه شاه آرزو می كرد پیشرفته نبودند.

ر سال 1347 باورود هواپیماهای شكاری فانتوم (اف-4) به ایران و متعاقب
آن هواپیماهای(اف-5) توان نیروی هوایی افزایش یافت.
در سال 1350، نیكسون در راه بازگشت از مسكو با شاه ایران دیدار كرد و شاه در این ملاقات با تاكید گفت: «هواپیماهای میگ-25 روسی برفراز خاك ایران دیده شدند. ما باید به مجهزترین و جدیدترین جنگنده ها را برای رویارویی احتمالی با تهدید كمونیست شوروی در اختیار داشته باشیم.
نیكسون هم موافقت كرد كه در هر نوع جنگ افزار متعارف كه شاه می خواهد به ایران بفروشد و هرتعداد كارشناس فنی آمریكایی كه لازم می داند، در استخدام خود درآورد و از بین جدیدترین نسل جنگنده های آمریكایی، تام كت یا عقاب را انتخاب كند.»(12)

به این ترتیب هواپیماهای بویینگ 707، 727، 747، پی-3- اف و هواپیمای رهگیر اف-14 وارد خدمت نیروی هوایی شدند وكیفیت نیروی هوایی یكی از پیشرفته ترین نیروی هوایی جهان شد.
«با گسترش یافتن دامنه انقلاب اسلامی در سال 1357، گروهای متشكل از هزاران افسر، 
همافرو درجه دار در روز 30 دی با راهپیمایی در پایگاههای بندرعباس، شاهرخی و وحدتی با جنبش ملت ایران اعلام همبستگی كردند.»(13)
گروهی از نظامیان درباره وفاداری به سوگندی كه یاد كرده بودند. خواستار روشن شدن سوگند خود شدند، امام خمینی (ره) در پاسخ، چنین فتوا دادند : «قسم برای حفظ قدرت طاغوتی صحیح نیست و مخالفت با آن واجب است. كسانی كه این نحو قسم خورده اند بر خلاف آن عمل كنند.»(14)
«با صدور فتوای امام خمینی (ره) راهپیمایی به اكثر پایگاههای هوایی كشیده شد و پس از بیعت تعدادی زیادی از كاركنان این نیرو در 19 بهمن 1357 با رهبر كبیر انقلاب، تمام آرزوهای پس مانده های رژیم شاه بر باد رفت و سه روز بعد، انقلاب اسلامی ایران به پیروزی رسید. كه پس از آن روز 19 بهمن به نام روز نیروی هوایی ارتش جمهوری ایران نام گذاری شد.

با حمله ارتش عراق به خاك مقدس جمهوری اسلامی ایران، نیروی هوایی كه پس از پیروزی انقلاب اسلامی دستخوش تحولاتی، در راستای بازسازی وساماندهی نوین شده بود، عملاً درگیر نبردی شد كه با وجود محدودیت های عملیاتی، «خلبانان این نیرو، تنها به فاصله 2 ساعت، پس از اولین حمله هوایی دشمن، در بعد از ظهر 31 شهریور 1359، دو پایگاه مهم هوایی عراق به نام های الرشید وشعیبیه را آماج حمله های كوبنده خود قرار دادند و روز بعد، اول مهرماه با به پرواز درآوردن 140 فروند هواپیمای جنگنده به مراكز نظامی و پایگاههای عراق، حمله كردند كه بر اثر این اقدام، بخش قابل توجهی از هواپیماها و دیگر تجهیزات دفاع هوایی *عراق، منهدم شد.»(15)
این نیرو در طول 8 سال دفاع مقدس با نبردهای غرور آفرین خود، با فراری دادن هواپیماهای دشمن از آسمان كشورمان، بمباران مناطق و پایگاههای استراتژیك عراق، مثل عملیات كمان99،3H- ومروارید و همچنین انجام عملیاتهای آفندی و پدافندی و پوشش هوایی در مناطق عملیاتی نقش بسزایی در طول جنگ تحمیلی ایفا كرد، كه در این راه تعدادی زیادی از كاركنان خد را فدا كرد ،شهیدانی چون ،سرلشكر فكوری، سرلشكر ستاری، سرلشكر بابایی، سرلشكراردستانی، سرلشكر یاسینی، سرلشكر دوران و... تقدیم كشور كرد، روحشان شاد وراهشان پر رهرو باد .

لازم به یاد آوری است كه پس از اعلام آتش بس و خاتمه جنگ، نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران شروع به بازسازی وتجهیز هواپیماها و نیروهای خود كرد كه با بازسازی هواپیماهای آسیب دیده در جنگ و همچنین با ساختن هواپیماهای شكاری و آموزشی، درنا، تزرو، ساعقه،آذرخش و ترابری سبك، تجربه با ارزشی را به دست آورده و برای تكمیل توان هوایی خود در سال 1367 اقدام به خرید هواپیماهای پیشرفته روسی از قبیل میگ-29، سوخو 24 از روسیه و اف-7 از جمهوری خلق چین كرد.

این هواپیما اولین هواپیمای تمام فلزی جهان است و اولین هواپیماییست که نیروی هوایی ایران به نام خود خریداری نمود 

Junkers F-13 (یا آنطور كه آلمان ها مینامند Junkersbezeichnung: J 13) یک هواپیمای ترابری و مسافر بریست که شهرت خوبی نیز در زمان خود داشت 

اولین پرواز خود را در 25 ژوئن 1919 انجام داد این هواپیما هم در نیروی هوایی آلمان و هم در خطوط هوایی خدمت به نسبت طولانی را پشت سر گذاشت 

و تا سالهای 1940 همچنان عملیاتی بود كه تا آن زمان در حدود 330 فروند تولید گردید و به كشور های زیادی از جمله از جمله ایران(3 فروند) صادر شد اما از تاریخچه ی عملیاتی آن در ایران زیاد اطلاعی در دست نیست جز آنكه در جابجایی های نیروی هوایی در سالهای 1320 و جنگ جهانی دوم نقش داشت.


منبع:http://safety-aviation.blogfa.com/



نوع مطلب :
برچسب ها :

       نظرات
پنجشنبه 1 تیر 1391
بیتا